حدیث - مولود کعبه

Emam ali . ali . mortezaa . mortazaa . amir . amiralmomenin . hazrat . najaf . kofe . mazloom . veladt . aavanehi . shahadat . علی . علی المرتضی . مرتضی . امیر المومنین . امیر . نجف . یعسوب الدین . وصی . کوفه . کعبه . ولادت . مولود . میلاد . تولد . شهادت . شهید . عید . امام علی . امام .  . AAVANEHI . aavanehi . ghadeer . ghadir . aede ghadeer . ayde ghadeer . eide ghadeer . eide ghadir . khom .  . اعوانه .غدیر . عید غدیر . غدیر خم . ولایت . مولا . ابو تراب . اسد الله الغالب . علی ابن ابی طالب . حیدر . صفدر . ساقی کوثر . دابة الارض . ابا الائمة . ابا الریحانتین . ابا الحسن . ابا الحسین . لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار . اسد الله . ولی الله . خلیفة الرسول . عید غدیر خم .   http://aavanehi.persianblog.ir

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام عَنْ آبَائِهِ علیهم السّلام:

أَنَّ الْعَبَّاسَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ نَوْفَلَ بْنَ قَعْنَبٍ کَانَا جَالِسَیْنِ مَا بَیْنَ بَنِی هَاشِمٍ إِلَى فَرِیقِ عَبْدِ الْعُزَّى بِإِزَاءِ بَیْتِ اللَّهِ إِذْ أَتَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ فَوَقَفَتْ وَ قَدْ أَخَذَهَا الطَّلْقُ وَ دَعَتْ قَالا رَأَیْنَا الْبَیْتَ وَ قَدِ انْفَتَحَ عَنْ ظَهْرِهِ فَدَخَلَتْ وَ غَابَتْ عَنْ أَبْصَارِنَا وَ انْغَلَقَ الْبَابُ ثُمَّ عَادَتِ الْفَتْحَةُ ثُمَّ الْتَزَقَتْ فَرُمْنَا أَنْ نَفْتَحَ الْبَابَ لِتَصِلَ إِلَیْهَا بَعْضُ نِسَائِنَا فَمَا انْفَتَحَ فَعَلِمْنَا أَنَّ ذَلِکَ أَمْرٌ مِنَ اللَّهِ فَبَقِیَتْ فَاطِمَةُ فِی الْبَیْتِ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ وَ أَهْلُ مَکَّةَ یَتَحَدَّثُونَ بِذَلِکَ ثُمَّ انْفَتَحَ الْبَیْتُ مِنَ الْمَوْضِعِ الَّذِی دَخَلَتْ فِیهِ فَخَرَجَتْ وَ عَلِیٌّ علیه السّلام عَلَى یَدِهَا فَقَالَتْ کُنْتُ آکُلُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ فِی ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فَلَمَّا رَأَى النَّبِیَّ صلّى اللَّه علیه و آله قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ضَحِکَ فِی وَجْهِهِ.

امام صادق علیه السّلام از پدران بزرگوارش نقل می ‏کند که: عبّاس بن عبد المطلب و نوفل بن قعنب، روبروى خانه کعبه نشسته بودند، در این هنگام فاطمه بنت اسد آمد و ایستاد و درد زایمان او را گرفت و دعا کرد.

آن دو، مى‏ گویند: خانه خدا را دیدیم که از پشت شکافته شد و فاطمه وارد گردید. و از چشم ما ناپدید شد. در خانه نیز بسته شد. سپس شکاف دیوار به هم آمد و چسبید. رفتیم که در را باز کنیم تا زنها داخل خانه بروند، ولى نتوانستیم. فهمیدیم که این کار از جانب خداست.

فاطمه سه روز در آنجا ماند و همه جا سخن از او بود. بعد از سه روز، باز هم همان جا شکافته شد و فاطمه بیرون آمد. و على علیه السّلام روى دستهاى او بود. و گفت: در این سه روز از میوه‏ هاى بهشت تغذیه مى‏ کردم.

على علیه السّلام وقتى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روى دستهاى او بود. و گفت: در این سه روز از میوه‏ هاى بهشت تغذیه مى‏ کردم.

على علیه السّلام وقتى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را دید. گفت: «السّلام علیک یا رسول اللَّه!». و به روى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله لبخند زد.

الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص: 171

/ 3 نظر / 11 بازدید
مجنون الطلاییه

سلام دوست عزیز ولادت با سعادت امام علی علیه السلام مبارک التماس دعا یا حسین(ع)[گل]

زهرا

سلام این پست زیبا بود ممنون به خاطر اینکه سر زدی

زینب

یوسف از جرم زلیخا مدتی زندان برفت مهدی از اعمال ما حبس ابد گردیده است ... (اللهم عجل لولیک الفرج)