
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام عَنْ آبَائِهِ علیهم السّلام:
أَنَّ الْعَبَّاسَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ نَوْفَلَ بْنَ قَعْنَبٍ کَانَا جَالِسَیْنِ مَا بَیْنَ بَنِی هَاشِمٍ إِلَى فَرِیقِ عَبْدِ الْعُزَّى بِإِزَاءِ بَیْتِ اللَّهِ إِذْ أَتَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ فَوَقَفَتْ وَ قَدْ أَخَذَهَا الطَّلْقُ وَ دَعَتْ قَالا رَأَیْنَا الْبَیْتَ وَ قَدِ انْفَتَحَ عَنْ ظَهْرِهِ فَدَخَلَتْ وَ غَابَتْ عَنْ أَبْصَارِنَا وَ انْغَلَقَ الْبَابُ ثُمَّ عَادَتِ الْفَتْحَةُ ثُمَّ الْتَزَقَتْ فَرُمْنَا أَنْ نَفْتَحَ الْبَابَ لِتَصِلَ إِلَیْهَا بَعْضُ نِسَائِنَا فَمَا انْفَتَحَ فَعَلِمْنَا أَنَّ ذَلِکَ أَمْرٌ مِنَ اللَّهِ فَبَقِیَتْ فَاطِمَةُ فِی الْبَیْتِ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ وَ أَهْلُ مَکَّةَ یَتَحَدَّثُونَ بِذَلِکَ ثُمَّ انْفَتَحَ الْبَیْتُ مِنَ الْمَوْضِعِ الَّذِی دَخَلَتْ فِیهِ فَخَرَجَتْ وَ عَلِیٌّ علیه السّلام عَلَى یَدِهَا فَقَالَتْ کُنْتُ آکُلُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ فِی ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فَلَمَّا رَأَى النَّبِیَّ صلّى اللَّه علیه و آله قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ضَحِکَ فِی وَجْهِهِ.
امام صادق علیه السّلام از پدران بزرگوارش نقل می کند که: عبّاس بن عبد المطلب و نوفل بن قعنب، روبروى خانه کعبه نشسته بودند، در این هنگام فاطمه بنت اسد آمد و ایستاد و درد زایمان او را گرفت و دعا کرد.
آن دو، مى گویند: خانه خدا را دیدیم که از پشت شکافته شد و فاطمه وارد گردید. و از چشم ما ناپدید شد. در خانه نیز بسته شد. سپس شکاف دیوار به هم آمد و چسبید. رفتیم که در را باز کنیم تا زنها داخل خانه بروند، ولى نتوانستیم. فهمیدیم که این کار از جانب خداست.
فاطمه سه روز در آنجا ماند و همه جا سخن از او بود. بعد از سه روز، باز هم همان جا شکافته شد و فاطمه بیرون آمد. و على علیه السّلام روى دستهاى او بود. و گفت: در این سه روز از میوه هاى بهشت تغذیه مى کردم.
على علیه السّلام وقتى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روى دستهاى او بود. و گفت: در این سه روز از میوه هاى بهشت تغذیه مى کردم.
على علیه السّلام وقتى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را دید. گفت: «السّلام علیک یا رسول اللَّه!». و به روى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله لبخند زد.
الخرائج و الجرائح، ج1، ص: 171
















